كاش پرنده اي بودم و ميتوانستم
به اوج آسمان پرواز كنم
وبه اوكه مثل صبح ساده وپاك است
بگويم كه بي حضورت خورشيد طلوع نميكند
وبغض سنگين آسمان وا نميشود
زندگي ديگر مهربان نبود آسمان غريبانه ميگريست لبانم ديگر لبخندي را تجربه نكرد و چشمه اشكم درلحظه هاي نبودنت خشكيد سكوت وسعت تنهايي ام را معنا بخشيد.
