تبليغاتX
 به نام عالی دوست که هر چه داریم از اوست
به نام عالی دوست که هر چه داریم از اوست
حرف دل
به نام عالی دوست که هر چه داریم از اوست

درباره وبلاگ
تو نباشی لحظه ها افسرده اند
شعر و احساس و جانم مرده اند
در نبود تو همیشه خاطرات
چشم من را سوی دریا برده اند

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات

آرشیو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آرشیو موضوعي
یا علی
زلیلایی شنیدم یا علی گفت    یاعلی گفت

به مجنونی رسیدم یا علی گفت    یا علی گفت

مگراین وادی دارالجنود است که هر دیوانه دیدم

یاعلی گفت

نسیمی غنچه ای را باز می کرد به گوش غنچه

کم کم یا علی گفت

عجب سری است که در خلقت چه هست آن

چو بر می خاست آدم یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها شد کلیم آنجا مسلم

یا علی گفت

مسیحا از آن گردیده عیسی که در دامان مریم

یا علی گفت

یقین پروردگار آفرینش به موجودات عالم

یا علی گفت

علی را ضربتی کاری نمی شد گمانم ابن ملجم

یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده می شد

یقین آنجا علی هم یا علی گفت

میلاد بزرگ مرد عالم بشریت بهانه کل خلقت 

حضرت امیر المو منین علی(ع)بر تمامی 

شیعیان جهان مبارک باد 

سلام ...

دوستان عزیز به مناسبت میلاد حضرت علی (ع)

بخش ویژه ای را برایتان تدارک دیده ام(سخنان گهر بار)

باشد که سرمشق و سر لوحه تمامی مراحل

زندگیمان قرار گیرد

امیر المومنین (ع)در عبارتی کوتاه و حکیمانه

حالات مختلف نفس را بیان نموده:

چه عجیب و حیرت آور است کار بشر اگر در موردی

امیدوار شود طمع خوارش می کند اگر طمع او را به

 

جنبش آوردحرص هلاکش می کند.

اگر دچار نا امیدی شود غصه و غم او را می کشد

اگر به خوشبختی و سعادت رسد

نگهداری آنرافراموش می کند

اگر دچار خوف و هراس شوداز ترس حیرتزده می گردد

اگر در گشایش و امنیت قرار گیرد غافل می ماند

اگر نعمت بر او تجدید شوددچار گردنکشی

و بلند پروازی می شود

اگر دچار مصیبتی گردد تاثر و حزن او را رسوا می سازد

اگر ثروتی بدست آورد طغیان مالی او را از جا بدر کند

اگر فقر گریبانگیرش شدغرق اندوه می شود

اگر گرفتار رنج گرسنگی گشت

از ناتوانی زمین گیر می شود

واگر از خوردن زیاده روی کند از فشار

شکم ابراز ناراحتی می نماید

پس کند روی ها در زندگی بشر مضر هستند

و تند روی ها نیز مایه ویرانی و فساد می باشند.

نفسهای چهارگانه انسان از نظر امیر المومنین:

اول نفس نباتی که خاصیتش رشد و نمو است

دوم نفس حیوانی که دارای درک و احساس است

سوم نفس ناطقه قدسی

و چهارم نفس ملکوت الهی

بهترین تعقل خودشناسی است

کسی که خود را شناخت به طور کامل

تعقل می کند و راه سعادت خویش را می یابد

ولی آنکسی که از خود غافل و بی خبر بماند به

گمراهی در خواهد افتاد.

منشا افراط و تفریط چیزی جز جهل و نادانی نیست.

یاد خدا ستون دین و مایه مصونیت

 از شیطان و افکار شیطانی است.

شرم وحیا آدمی را از کارهای ناپسند باز می دارد.

اشخاص عاقل بر سعی و کوشش خود تکیه می کنند.

حرص مرکبی است که راکب

خود را خستگی و رنج می دهد.

تمام عقده های کینه آلود خود را

نسبت به مردم بگشای

و دلت را از بد خواهی دیگران تزکیه و تطهیر کن.

کسی که از خود راضی و خود پسند باشد با آن خوی

ناپسند خدا را به خشم آورده است.

عیادت مریض یکی از بهترین حسنات است.

مومن نیست کسی که سیر بخوابد

و همسایه اش گرسنه باشد.

شخص با ایمان شادیش در چهره اش

آشکار است و اندوهش در دلش پنهان می باشد

برای مردم آنرا بخواه که برای خود می خواهی

و با دیگران طوری رفتار کن که مایلی در باره ات

آنچنان رفتار کنند.

آنچنان باش که هر چه دیرتر خشمگین شوی

و هر چه زودتر از خشمت برگردی و همواره

دوستدارپذیرش عذر باش.

نفس خویش را بین خود و مردم میزان قرار بده

به مردم ستم مکن همانطور که نمی خواهی بر تو ستم شود.

به مردم نیکی کن همانطور که مایلی در باره ات نیکی کنند.

بهترین عبادت چشم پوشی از گناه است.

هیچکس لذت ایمان را درک نمی کند مگر وقتی

که دروغ را بکلی ترک کندخواه بشوخی یا بطور جدی

محبت دنیا عقل را فاسد می کند وگوش دل را از

شنیدن مطالب حکیمان نا شنوا می سازد.

صبر بر دو قسم است:یکی صبر در مصیبت

که نیکو و پسندیده است و از آن نیکوتر صبر

در مقابل گناه و محرمات الهی است.

از خدا بترسید در باره یتیمان.

آزاد مرد کسی است که تمایلات

غیر مشروع خود را ترک کند.

علم و حکمت گمشده مردان با ایمان است

که در پی آن می گردند.

بر گرفته از کتاب(با تربیت مکتبی آشنا شویم)

نوشته دکتر رجبعلی مظلومی

روز مرد بر تمامی آزاد مردان خاکی و افلاکی

و پدران عزیز مبارک باد

                     (ادامه مطلب)


[ ]
+
خدایا
خدایا قبله ما خانه توست

تو شمعی عالمی پروانه توست

اگر پروانه تو پر در آرد

عقابان را به زیر پر گذارد

تو شمعی ما همه پروانگانیم

تو صاحب خانه ما میهمانیم

بیابانت همه صحرای عشق است

به هر جا پا نهم معنای عشق است

به راه عاشقی بی پا توان رفت

وبی کشتی در این دریا توان رفت

چه دریا؟وسعتش بی انتها بود

که در آن ناخدا لطف خدا بود

ادامه مطلب


[ ]
+
دلتنگ
برای دیدن یاران دلم بسی تنگست

مزن که ساز جدایی عجب بد آهنگست

به پیش چشم خیالم زمان تنهایی

کتاب خاطره دوستان یکرنگست

به شهر عشق بود "ساعتی"که روز و شبان

صدای تک تک آن با دلم هماهنگست

بدار پنجه ز ساز جدایی ای مطرب

که بانگ تلخ ملال بشر در این چنگست

نوای نی نبود آتشین چو مویه من

مرا دلیست که هم ناله شباهنگست

تو ای امید سفر کرده زودتر برگرد

که اسب عمر شتابان و وقت ما تنگست

بلند دامن تو دور و دست ما کوتاه

 

طریق وصل درازست و پای ما لنگست

به شوق آنکه زمانی ز در فراز آیی

چراغ دیده به راهست و گوش بر زنگست

به عمر ما نرسد دیدن دوباره دوست

چرا که تا من و او صد هزار فرسنگست

غمین مباش که نوش زمانه با نیش است

شعاع خنده به دنبال خط آژنگ است

نصیب نوع بشر غم بود به پهنه خاک

"به هر کجا روی آسمان همین رنگست"

به سالها نرود سوز شعر من از یاد

فراق نامه یاران چو نقش بر سنگست

ادامه مطلب


[ ]
+
سفر
 سفر بست وجدایی بیا بیا یارا

 که با صدای غریبانه می کشی ما را

 به بانگ دور تو هم دلخوشم صدایم کن

 مگر که شاد کنم جان نا شکیبا را

 دل مرا بنگر به زیر گام خسته خویش

 به هر کجا که غریبانه می نهی پا را

 تو را به باغ محبت به اشک پروردم

 مبر ز خاطر خود این من تنها را

  نام او می شود آرامش قلبم هر دم             

  ما جز او کار نداریم و همین بس ما را    

ادامه مطلب           


[ ]
+
نامحرمان
 

ای دل من !هرچه خواهی آه کن

نیمه شبها گفتگو با ماه کن

بگذر از مردم به صحراها گریز

کوه را از حال خود آگاه کن

تا زتنهایی بنالی دردمند

خویش را با مرغ شب همراه کن

دوست چون در دامن دشمن نشست

دست مهر از دامنش کوتاه کن

محرمانت جمله نامحرم شدند

وقت غربت درد دل با چاه کن


[ ]
+
کویر
دگر ابر دلم خشکیده باران نمی بارد

کویر سینه ام لبریز از شن های سوزانست

زباغ خشک عمرم قمریان بار سفر بستند

به جای گل به دشتم رویش خار مغیلانست

چکاوکها دگر بر شاخسار من نمی خوانند

دگر در رود چشمم قطره اشکی نمی غلطاند

ز بن خشکیده شدرودش از این غم چشم گریانست

زشبهای خیالم ماه و تارا رخت بر بستند

دلم بی نور گشتست و ازین ظلمت هراسانست

بیا بر این تکیده رحم کن ای تک سوار عشق

کویر قلبم اینک تشنه یک قطره بارانست

تو می دانی دوای این دل افسرده ام در چیست؟

مداوای دل من ذره ای از نور ایمانست

 

به دنیا هر که روحش مثل من بیمار می گردد

طبیبش کس نباشد جز خداوندی که جانانست

                           ادامه مطلب


[ ]
+
آرزوی محال
سوی رویاها شکسته پر و بال

می روم اما همیشه تو خیال

من برای دیدنت در جستجو

دزدکی در کوچه های گفتگو

عشق را بر من بخوان رویای من

نرم بنشین بر دلم دنیای من

آرزوی دیدنت اما محال

چون سرابی موندنت اما خیال

خواب شیرین و حریر اما بر آب


[ ]
+
رویا
و این رویایی بیش نیست

و چه شیرین است

تحقق یافتنش

مانند یک سراب است

که انسان را هر لحظه

به سوی خویش می کشد

ودر نهایت هیچ هیچ

و این رویا چه شیرین است

رویای با تو بودن در نگاهت جاری شدن

و همچو قطره اشکی بر گونه ات چکیدن

و این رویا چه شیرین است

رویای لبخندت...

و سرابی بیش نیست

افسوس...افسوس

رویا تنها

در حد رویا بودن شیرین است

و زیباست.....


[ ]
+
غریب
عمری است دل گرفته عاجز از این تباهی

قلبم طپش ندارد از حجم این سیاهی

دیگر توان ماندن در این قفس ندارم

آخر گناه من چیست؟جز جرم بی گناهی

قلبم در انتظار است گویا به گل نشسته

مثل پرنده ای که بال و پرش شکسته

اینجا غریب و بیکس در انتظار صبحم

تاب و توان ندارم افسار دل گسسته

یک لحظه از خیالت دوری چو می گزینم

یک باره بی اراده در فکر تو نشینم

من قدرت جدایی از عشق تو ندارم

دنبال رد پایت همواره در کمینم


[ ]
+
پاکی باران
تويعني پاكي باران تو يعني لذت ديدن

تو يعني يك شقايق را به يك پروانه بخشيدن

تو يعني از سحر تا شب به زيبايي درخشيدن

تو يعني كبوتر را ز تنهايي رها كردن

خداي آسمانها را به تنهايي صدا كردن

تو يعني مثل نيلوفر هميشه مهربان بودن

تو يعني چتري از احساس براي قلب باراني

تويعني دست يك گل را به دست اطلسي دادن

تويعني روح باران را متين و ساده بوسيدن

ويا در پاسخ يك لطف به روي غنچه خنديدن

میلاد با سعادت دخت نبی اکرم ام ابیها فاطمه زهرا (س)

بر عموم مسلمین

جهان بخصوص مادران گرامی مبارک باد


[ ]
+

/A>