خلوت آرام جانان یاد باد
ای در یغا قدر شان نشناختیم
رحمت آن مهر بانان یاد باد
در شب خلوت میان کوچه ها
نغمه ی آواز خوانان یاد باد
نکته شیرین شنیدن روز و شب
از لب شیرین دهانان یاد باد
*******
برای دیدن رویت مجال نیست مرا
که پشت سر بگذارم کویر و دریا را
ز حال من چه خبر داری ای ستاره بخت
که چون به صبح رسانم ملال شبها را؟
بدان امید که روزی به خانه باز آیی
چه سالهاست کشم انتظار فردا را
خبر بگیر ز داغ دلم به دامن دشت
اگر نظاره کنی لاله های صحرا را
دل مرا بنگر ز بر گام خسته خویش
به هر کجا که غریبانه می نهی پا را
تو خوشه خوشه اشکم ببین به بستر شب
چو بنگری به دل آسمان ثریا را
