تبليغاتX
به نام عالی دوست که هر چه داریم از اوست
به نام عالي دوست
حرف دل
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387
امید من
به چهره ام بگو چرا دگر نظر نمی کنی

به جشن پر شکوه خود مرا خبر نمی کنی

به گوشه گوشه دلم هزار چشم بسته ام

زکوی انتظار من چرا گذر نمی کنی

امید من فقط تویی از این شب سیه برا

بگو چرا شب مرا چنان سحر نمی کنی

به جز تو نیست در دلم ستاره سحر گهی

دلا به شهر ساده ام چرا سفر نمی کنی

زخاکم و کسی مرا به سیم و زر نمی خرد

چرا به چشم پاک خود مرا گهر نمی کنی

چنان کویرم و تو را به انتظار مانده ام

چرا چو ابر سوی من دمی گذر نمی کنی

                                       *****

با من سخن بگو           

با من سخن بگو

با من که عاشقانه ترین عشق واره ام

با من سخن بگو

با من که بی ستاره ترین ستاره ام

با من سخن بگو

با من گه دوست دارمت ای آبی قشنگ

بامن که زار می زنمت با دلی تنگ

مانده است و چشمهای تو را دارد آرزو

با من سخن بگو           

 با من سخن بگو

                                      *****

تو رابر بال رویا می نشانم

و با خود می برم تا دوردستها

تا شهر آبی عشق

آن سوی در یاهای نیلگون

کنار نبض خیس رشته کوههای خا کستری

 

جایی که تمام شاپرکها روی بال خود نشان از نام تو دارند

همان جایی که تمام قاصدکها از خدا پیغام دارند

و مردم با چنین اندیشه ای در دشت دلها شان بذر عشق می کارند

+ نوشته شده در 19:39 توسط معصومه احمدی.
===================
معصومه احمدی متولد ماه فروردین و شهر تهران دارای مدرک تحصیلی دیپلم انسانی هستم اگر پیشرفتی در وبلاگم میبینید مدیون راهنمایی های دوستانی هستم که مرا در این کار یاری کردند و البته هنوز هم به یاری این دوستان نیازمندم...