تبليغاتX
به نام عالی دوست که هر چه داریم از اوست
به نام عالي دوست
حرف دل
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387
شناخت خدا
از یک گل شکفته خدا راشناختم

و ز جلوه سپیده صفا را شناختم

یک تن درون سینه ام آواز عشق داد

گلبانگ دوست بود و خدا را شناختم

شد سالها که شور دعا در دلم نبود

اشکم چکید و حال دعا را شناختم

نیک و بدم ز دیده مردم نهان نماند

با یک نگاه آینه ها را شناختم

چون آشنای من ره بیگانگی گرفت

دشمن نهاد دوست نما را شناختم

چون ماه روی خویش نهان کرد پشت ابر

لطف و صفای شرم و حیا را شناختم

ای دشمنان تبسمتان رنگ کینه داشت

 

و ز این نشانه نقش شما را شناختم

                                               ******

ای کاش وقت رحلت از ما اثر بماند

سرسبز آن درختی کز وی ثمر بماند

ای بی خبر دیده واکن دریای خشم فرداست

امروز اگر یتیمی با چشم تر بماند

از صنع حق خبرهاست ملحد به کار خویش است

بگذار تا ز مستی خود بی خبر بماند

ای رفته از کنارم روزی به خانه برگرد

مگذار روزگاری چشمم به در بماند

ما با تو یار بودیم در دشت آرزو ها

حیف است یار دیرین بی همسفر بماند

بد سیرتان گیتی ما را به خون کشیدند

با گرگها محالست نام از بشر بماند

از کوردل ندارم چشم گهرشناسی

باید هنر به جمع اهل هنر بماند

دشمن ز ناله افتاد ماییم و نغمه خوانی

 

بعد از زغن الهی مرغ سحر بماند

با مدعی بگویید این نظم روزگار است

هر بی هنر بمیرد صاحب هنر بماند

+ نوشته شده در 17:6 توسط معصومه احمدی.
===================
معصومه احمدی متولد ماه فروردین و شهر تهران دارای مدرک تحصیلی دیپلم انسانی هستم اگر پیشرفتی در وبلاگم میبینید مدیون راهنمایی های دوستانی هستم که مرا در این کار یاری کردند و البته هنوز هم به یاری این دوستان نیازمندم...